تبلیغات
بانوان - پوشش مناسب دختران

پوشش مناسب دختران

نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 23 آذر 1394-03:50 ب.ظ

دختران چگونه می‌توانند از سویی شاد بپوشند و از سویی بدون تبرّج در جامعه حضور داشته باشند

واقعیت این است که اگر بخواهند «عصمت اعظم» را به صورت بشر در بیاورند، به بهترین شکل در خواهند آورد که بهتر و زیباتر از این چهره در نظام هستی نباشد. لذا مشابه چهره جناب صدیقه طاهره علیهاسلام در عالم هرگز زنی پیدا نمی‌شود، چه این‌که مشابه چهره پیغمبر و امیرالمؤمنین علیهم‌السلام هرگز در عالم پیدا نمی‌شود.

«شبهه» شبیه حق است كه قصد دارد طرف مقابل را به اشتباه بیاندازد. شبهه، همیشه همراه دلیل مطرح می‌شود. مثلاً‌ در شبهه‌ای كه توسط ابلیس دربارة خلقت آدم مطرح گشت وی در باب خلقت آدم گفت: آدم را از خاك بیافریدی و من را از نار، و نار را بر خاك مزیت است و در شأن من نیست كه به آدم سجده كنم.

 امیرالمومنین علی علیه‌السلام در نهج البلاغه در مورد شبهه می‌فرمایند: «و إنّما سمّیت الشبهه لأنها تشبه الحق» (نهج‌البلاغه خطبه ۳۸) شبهه را از این رو شبهه نامیدند زیرا که شباهت به حق دارد.

طرفداران باطل به گونه‌ای سخنان خود را تنظیم می‌کنند و با آب و تاب بیان می نمایند که مردم آن سخن را حق می‌پندارند به طوری که واقعیت بر مردم پوشیده می‌شود. به علت آنکه سخنان انسانهای منحرف شبیه سخنان حق است به آن «شبهه» می گویند اما به سخنانی که مردم را به حق می‌رساند «دلیل» گفته می‌شود.

 اما «سئوال» معنای دیگری دارد و با شبهه تفاوت‌های اساسی دارد. سؤال عبارت است از درخواست معرفت یا آنچه موجب معرفت گردد. پرسش به قصد شناخت یا برای تعریف و تبیین. اگر سؤال به قصد جدل هم مطرح گردد باید دقیقاً مطابق موضوع خود باشد كه در شبهه چنین نیست.

 سؤال را به معنای اعتراض و سائل را به معنای معترض نیز به كار برده‌اند. بنابراین سائل (معترض) كسی است كه حكمی را كه مورد ادعای كسی است نفی كند بدون این‌كه دلیلی بر نفی خود بیاورد ـ و نیز سؤال یا اعتراض به تمام آنچه كسی ادعا كرده است اطلاق می‌شود.

 اما صرف‌نظر از تفاوت‌های ماهوی سئوال و شبهه پیدایش سؤال در ذهن نشان از سلامت عقل و میل به کمال است. چرا که رشد آدمی مرهون شناخت او از حقایق عالم هستی است. ذهن انسان سالم و عاقل بی‌وقفه در تلاش است تا بر اساس معلومات قبلی خود، مجهولات فعلی را کشف نموده و حرکت خود به سوی کمال را منطبق بر واقعیات ادامه دهد.

 برهمین اساس گروه معارف رجانیوز قصد دارد طی سلسله مطالبی با طرح یکی از موضوعات مبتلا به روز در حوزه‌های اعتقادی و اجتماعی سئوالات مربوط به این موضوع را مطرح و به پاسخ‌های آن به صورت متقن و چکیده‌وار بپردازد. بدیهی است شاید سئوالات دیگری در ذهن مخاطبان با مطالعه این نوشتار پدید بیاید که می‌توانند با درج آن در قسمت نظرات کاربران منتظر پاسخ آن از سوی کارشناسان باشند.

 موضوع مطلب حاضر در باره «جایگاه و نوع پوشش دختران در اسلام» است که با طرح سئوالاتی از قبیل «آیا احادیثی که می‌فرماید دختران حسنه و پسران نعمت‌اند، موثق‌اند؟ توجیه‌شان چیست؟»، «آیا مقدم داشتن دختران بر پسران در آیه ۴۹ سوره شوری، اشاره به نکته‌ای دارد؟»، «دختران چگونه می‌توانند از سویی شاد بپوشند و از سویی بدون تبرّج در جامعه حضور داشته باشند؟»، «مقام و جایگاه دختران در نگاه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله» و در نهایت «دلیل عرفانی بسیار زیبا در مورد حجاب» با استناد به آیات قرآن و احادیث به آنها پاسخ داده شده است.

 این نوشتار را از نظر می‌گذرانید:

آیا احادیثی که می‌فرماید دختران حسنه و پسران نعمت‌اند، موثق‌اند؟ توجیه‌شان چیست؟

 حسنه بودن دختران و نعمت بودن پسران موضوعی است که با عبارات مختلف در روایات گوناگون آمده است. حتی اگر برخی از این روایات از نظر سند چندان قوی و مورد اعتماد نباشند، ولی با توجه به کثرت این دست از روایات، نوعی تواتر معنوی از آنها استفاده می‌شود. به عنوان نمونه تعدادی از آن‌ها بیان می‌گردد.

 

۱- «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ فَإِنَّمَا یُثَابُ عَلَى الْحَسَنَاتِ وَ یُسْأَلُ عَنِ النِّعْمَةِ؛  از امام صادق(ع) نقل شده است: دختران، حسنه‏‌اند و پسران نعمت و (روز قیامت) براى حسنه پاداش داده می‌شود و از نعمت سؤال خواهد شد.»(۱)

 ۲- «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: الْبَنُونَ نَعِیمٌ وَ الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ اللَّهُ یَسْأَلُ عَنِ النَّعِیمِ وَ یُثِیبُ عَلَى الْحَسَنَاتِ؛ از امام صادق(ع) نقل شده است: پسران نعمت‌اند و دختران حسنه و خداوند از نعمت سؤال می‌کند و بر حسنات پاداش می‌دهد.(۲)

 ۳- الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ‏ وَ الْبَنُونَ‏ نِعَمٌ فَالْحَسَنَاتُ تُثَابُ عَلَیْهِنَّ وَ النِّعْمَةُ تُسْأَلُ عَنْهَا؛ امام صادق(ع): دختران، حسنه‏‌اند و پسران نعمت، براى حسنه پاداش خواهد بود و از نعمت سؤال خواهد شد.(۳)

 ۴- «وَ قَالَ (ع) الْبَنَاتُ مِحْنَةٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ وَ اللَّهُ تَعَالَى یُعْطِی الْجَنَّةَ بِالْمِحْنَةِ لَا بِالنِّعْمَة؛ امام صادق(ع) می‌فرماید: دختران مشقت و گرفتاری و پسران نعمت‌اند، خدای تعالی بهشت را به محنت می‌دهد نه به نعمت.»(۴)

 آن‌چه در مورد این دست از روایات می‌توان گفت، این است که این تعابیر با توجه به آن شرایط زمانی‌ که دختران دارای چندان جایگاهی در میان اعراب، بویژه اعراب جاهلی نبودند، صادر شده است تا به آن‌ها اعلام کند دختران، هدیه الهی هستند و با آن‌ها متناسب با شأن آنان برخورد کنید و خداوند در قبال آن‌ها فقط پاداش می‌دهد، اما پسران نعمت‌اند که باید نسبت به آن پاسخ‌گو باشید.

 جامعه‌ای که وقتی به پیامبرش، مژده فاطمه سلام الله علیها داده ‌شد، ناخرسندی در چهره اصحاب نمایان می‌شود. تا جایی که پیامبر(ص) به آنان می‌فرماید چه شده است شما را؟ چرا چهره‌ها دگرگون شده است؟! دختر گل معطّری است که آن‌را می‌بویم و روزیش هم با خداوند است.(۵)

 از لحن این روایات فهمیده می‌شود که فرزندان پسر برای مردم، نوعی سرمایه کاری و پشتوانه اقتصادی به شمار آمده و دختران از نگاه آن‌ها تنها نیروی مصرف‌کننده بودند، لذا تعبیر به سؤال از نعمت می‌تواند به همین جنبه نظر داشته باشد که ای مردم! این نعمتی که خداوند به شما داده و از او در جنبه‌های مالی و اقتصادی استفاده می‌کنید، فردا باید بابتش پاسخ‌گو باشید.

 آیا مقدم داشتن دختران بر پسران در آیه ۴۹ سوره شوری، اشاره به نکته‌ای دارد؟

 خداوند در قرآن کریم در زمینه مشیت و قدرت مطلقه خود می‌فرماید:

 «لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ ما یَشاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُور؛ مالکیّت و حاکمیّت آسمان‌ها و زمین از آن خدا است هر چه را بخواهد می‌آفریند؛ به هر کس اراده کند دختر می‌بخشد و به هر کس بخواهد پسر می‌دهد.»

 همان‌گونه که می‌دانید هیچ‌یک از کارهای خداوند حتی جابه‌جایی و تقدیم کلمات بدون دلیل و حکمت نیست، منتهی بشر بدون عنایت الهی و امداد از سخنان پیشوایان دین علیهم‌السلام راهی برای دست‌یابی به این حکمت‌ها ندارد. در روایات به دلیل تقدیم کلمه اناث(دختران) بر ذکور (پسران) در این آیه اشاره‌ای نشده است، اما مفسران در برداشت‌های استحسانی می‌گویند این تقدیم می‌تواند از یک سو بیانگر اهمیتى باشد که اسلام به احیاى شخصیت زن می‌دهد و از سوى دیگر به آن‌ها که به دلیل پندارهاى غلط از تولد دختر کراهت داشتند، بگوید او بر خلاف خواسته شما آن‌چه را به آن تمایل ندارید می‌دهد، و این دلیل بر این است که انتخاب به دست شما نیست(۶)

 از طرفی شاید مقدّم داشتن دختران بر پسران (در این آیه) اشاره بر این باشد که دختر خود یکى دیگر از هدیه‌‏هاى بزرگ خدا است یا براى آن‌که مردم عهد جاهلى دختر را دوست نمی‌داشتند، ولى در عین حال خداوند دختر می‌بخشد، پس او بخشنده هر چیزى است که می‌خواهد و به هر گونه‌‏اى که بخواهد، آیا این بر وسعت فرمان‌روایى و شدّت تسلّط و چیرگى او دلالت نمی‌کند؟(۷)

 دختران چگونه می‌توانند از سویی شاد بپوشند و از سویی بدون تبرّج در جامعه حضور داشته باشند؟

 حجاب به معنای حضور بدون تبرّج بانوان در جامعه است، اما از طرفی نوجوانان و جوانان به اقتضای فطرت تمایل دارند مورد توجه قرار گیرند. حال چگونه یک دختر جوان می‌تواند هم از پوشش‌های شاد (در طرح و رنگ) استفاده کند و هم حضور بدون تبرّج داشته باشد؟

 واژه حجاب در لغت به معنای پرده و حاجب و چیزی است که میان دو چیز حایل و فاصله می‌شود.(۸) البته مفسران و محققان گفته‌اند واژه حجاب به معنای پوشش زنان، اصطلاحی است که بیشتر در عصر ما پیدا شده و اصطلاحی جدید است. آن‌چه در گذشته در این مورد به کار می‌رفته، به ویژه در اصطلاح فقها، واژه «ستر» به معنای پوشش است.(۹) در قرآن کریم برای رشد و تعالی زن و نیز سالم‌سازی محیط خانه و اجتماع، حجاب برای زنان، واجب شده است.(۱۰)

 قرآن برای حجاب، علاوه بر پوشش بدن، اقسام دیگری قائل است:

 حجاب و پوشش در نگاه

 آن‌جا که می‌فرماید: «ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‌ها را از نگاه ناروا بپوشند»(۱۱) و نیز «ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‌ها را از نگاه ناروا بپوشند.»(۱۲)

 حجاب در گفتار

 «پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن‌که دلش بیمار است به طمع افتد.»(۱۳)

 حجاب در رفتار

 به زنان دستور داده شده است به گونه‌ای راه نروند که با نشان دادن زینت‌های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند: «و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهای‌شان معلوم شود.»(۱۴)

 اما در خصوص سؤال باید چند نکته را متذکر شویم:

 انسان؛ موجودی دو بعدی

 از نگاه قرآن انسان موجودى است که از یک ‏سو فطرتى الهى و از سوى دیگر، طبیعتى مادى دارد.

 فطرت او را به سمت معارف بلند، معنویات و خیرات دعوت مى‏کند و طبیعت او را به حضیض مادیّت، شهوات و شرور فرا مى‌خواند. حیات انسان صحنه‏ مبارزه‏ دائم بین طبیعت و فطرت اوست.(۱۵) برخی به اشتباه، فطرت پاک و الهی را با طبیعت و خواسته‌های نفسانی خود یکی می‌دانند، لذا دچار تعارض و خطای معرفتی شده و از حقیقت دور می‌شوند.

واقعیت این است که اگر بخواهند «عصمت اعظم» را به صورت بشر در بیاورند، به بهترین شکل در خواهند آورد که بهتر و زیباتر از این چهره در نظام هستی نباشد. لذا مشابه چهره جناب صدیقه طاهره علیهاسلام در عالم هرگز زنی پیدا نمی‌شود، چه این‌که مشابه چهره پیغمبر و امیرالمؤمنین علیهم‌السلام هرگز در عالم پیدا نمی‌شود.

 حال‌ که عصمت کبرای الهی در حضرت صدیقه طاهره علیها سلام تجلی کرده است، او آن‌چنان در حجاب قرار می‌گیرد که فقط امیرالمؤمنین علیه‌السلام لیاقت دیدار همچنین جمالی را داشته باشد. لذا اگر علی‌بن ‌ابی‌طالب نبود، برای تو هرگز در عالم کفوی برای این بانو وجود نداشت.(1۶)

-----------------------------------

پی‌نوشت‌ها:

(۱) کلینی‌، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏۶، ص ۶، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.

(۲) همان، ص ۷

(۳) ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، النص، ص ۳۸۲، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.

(۴) شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص ۱۰۵، مطبعة حیدریة، نجف، چاپ اول، بى‌تا.‏

(۵) العروسى الحویزى، عبد على بن جمعة، تفسیر نور الثقلین، محقق، مصحح، رسولى محلاتى، هاشم، ج ‏۳، ص ۶۱، اسماعیلیان‏، قم، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.‏ «و قال: انه بشر النبی صلى الله علیه و آله بفاطمة علیها السلام، فنظر فی وجوه أصحابه فرأى الکراهیة فیهم، فقال: مالکم ریحانة أشمها و رزقها على الله»

(۶) مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۲۰، ص ۴۸، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.

(۷) مدرسی، سید محمدتقی، تفسیر هدایت، گروه مترجمان، ج ‏۱۲، ص ۳۹۴- ۳۹۵، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.

(۸) ابن منظور، لسان‌العرب، ماده حجب.

(۹) تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۰۲؛ مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، ص ۷۸

(۱۰) اقتباس از سؤال ۴۳۱ (سایت: ۴۵۹) حجاب در اسلام.

(۱۱) ُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ، نور،۳۰

(۱۲) قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ، نور، ۳۱

(۱۳) فلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ، احزاب،۳۲

(۱۴) وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ، نور،۳۱

(۱۵) اقتباس از سوال ۹ (سایت: ۱۲۳۹) دین و انسان.

 (1۶) سخنان حضرت استاد صمدی آملی/ محرم ۸۸




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر