وصف عشق در کربلا

 

نوع مطلب :دینی ،مناسبت ها ،مقالات ،

نوشته شده توسط:

 نوشته:فرزانه سادات نیکوبرش

 می خواستم بنویسم از ماجرای کربلا

 فکر کردم از کجایی ماجرای کربلا بنویسم که بتوانم گوشه ی کوچکی از این حماسه بزرگ تاریخ بشریت را بیان کنم.

خواستم  از یاران حسین بگویم ،دیدم کلمات  من هرگز یارای بیان  این اوج  عشق وایثار وارادت به امام زمان شان را ندارد.

خواستم از رشادت های حر،زهیر،عبدالله بن عمیر،ام وهب،علی اکبر،قاسم بن الحسن، عباس و...بگویم...

خواستم از جوانمردی ومردانگی آن ها بگویم ،دیدم راز ها ورمزهای این بزرگی عمل را نمی توانم بیان کنم.

خواستم در کنار آن از قساوت وشقاوت جبهه باطل بگویم که رنگ دین گرفته بود وبه اسم حقیقت به جنگ حق آمده بود با تمام توان ورذالتی که

می توانستند وبه کار بردند.،صحنه ای از تاریخ را خونین ساختند،کسانی که از انسانیت بویی نبرده بودند و....

خواستم عشق یاران حسین ،اوج رابطه عاطفی امام حسین (ع) را با یاران وهمراهانشان وبخصو ص برادرزادگان وفرزندانشان را بگویم،..

خواستم عشق وارادت ووفای ابوالفضل (ع) رابه امام حسین(ع) را وصف کنم ،دیدم کلمات من از بیان آن عاجز است.

ودیدم وصف این عشق کار من نیست

فقط  می توان  بگویم :یا حسین عشق ،وفا،مهربانی،ایثار،بزرگی ،معرفت،کرامت،و...را ازتو  درکربلا آموختیم

و...

فقط  می توانم بگویم آنچه عمه ام زینب گفت:«وما رایت الا جمیلا»





 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic