شیوه قرض کردن ورد امانت در سیره ی امام حسن(ع)

 

نوع مطلب :فرهنگی ،مناسبت ها ،مقالات ،

نوشته شده توسط:

می دانیم که در جامعه همیشه افرادی پیدا می شوند که سخنان جاهلانه می گویند و عاقلان توجهی به حرفهای آنها نمی کنند اما در اینجا موضوع آنقدر برای امام مجتبی علیه السلام اهمیت داشته است که برای برطرف شدن این فکر و حرف مردم، دست به اقدام عملی زده اند. از اینجاست که پی می بریم که «خوب جلوه کردن» و دوری از «خود را مشکل دار نشان دادن» برای آن حضرت بسیار اهمیت دارد و جزو تعلیم های اولیای دین است. به این گفته امام صادق علیه السلام توجه کنید

إِ

اتفاق عجیبی که درباره آن می خواهیم صحبت کنیم آن است که یک بار امام مجتبی علیه السلام با وجود آنکه در آن زمان وسعت مالی نداشتند، مقدار زیادی پول قرض کردند و به عنوان زکات به حکومت تحویل دادند.

این اقدام حضرت از چند جهت جای تعجب دارد.

اول : می دانیم قرض کردن اگر از روی نیاز نباشد، کار پسندیده ای نیست. جانشینان پاک پیامبر، ما را از قرض کردنهای بی ضرورت باز داشته اند، بنابراین جای سوال دارد که در اینجا سبط اکبر، حضرت مجتبی علیه السلام چرا حاضر شده اند زیر بار قرض بروند؟

دوم: زکات تنها بخشی از مال انسان است و اگر کسی زکات به عهده اش نیست، چه ضرورتی دارد که زکات بپردازد؛ عجیب تر آنکه کل پول زکات از قرض باشد؟

سوم: اگر امام حسن علیه السلام قصد کار خیر داشتند، چرا واسطه انتخاب کردند؟ چرا این پول را به مأموران حکومتی دادند که به مصرفهای زکات برسانند؟ مگر در توان خود آن حضرت نبوده است که خودشان مستحقین زکات را بیابیند و به میزانی که صلاح است به دست خود انفاق کنند؟

برای برطرف شدن این ابهامات لازم است یک بار کل داستان را از منبعی مورد اعتماد بخوانیم و سپس درباره اش بیندیشیم.

اشخاصی که به قول معروف با« سیلی صورت خود را سرخ می کنند» در مسیر درست هستند و خدا این کار را دوست می دارد و مۆمنان باید اینچنین باشند که در ظاهر، افرادی قوی و ثروتمند و پرمهارت دیده شوند و در جامعه محبوب و محترم باشند

اصل ماجرا

در کتاب فروع کافی از امام صادق علیه السلام روایت شده است که بعضی مردم در مدینه مشغول این گفتار شدند که امام حسن علیه السلام مالی ندارد. بر اثر این حرف آنها، امام حسن علیه السلام کسی را به سراغ شخصی در مدینه فرستادند تا به حساب ایشان هزار درهم قرض بگیرد و آن پول را به عنوان زکات مال خود، برای مأمور زکات فرستادند. مردم گفتند حتما امام حسن علیه السلام شخصی ثروتمند است که این مقدار زکات از مالش را فرستاده است.

«أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ أُنَاساً بِالْمَدِینَةِ قَالُوا لَیْسَ لِلْحَسَنِ علیه السلام مَالٌ، فَبَعَثَ الْحَسَنُ علیه السلام إِلَى رَجُلٍ بِالْمَدِینَةِ فَاسْتَقْرَضَ مِنْهُ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ أَرْسَلَ بِهَا إِلَى الْمُصَدِّقِ وَ قَالَ هَذِهِ صَدَقَةُ مَالِنَا فَقَالُوا مَا بَعَثَ الْحَسَنُ علیه السلام بِهَذِهِ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ إِلَّا وَ لَهُ مَالٌ ».

با دقت در این قضیه در ضمن آنکه ابهاماتمان برطرف می شود، برای زندگی خود از این رفتار امام مجتبی علیه السلام بهره می گیریم. می بینیم که در اینجا مسأله ای پیش آمده بود که برطرف کردن آن برای امام مجتبی علیه السلام آنقدر مهم بوده است که بر کراهت قرض گرفتن اولویت دارد بلکه در اینجا قرض گرفتن کراهتی هم ندارد بلکه لازم است.

نَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُّلَ وَ یُبْغِضُ الْبُۆْسَ وَ التَّبَاۆُسَ؛ خدای عز و جل زیبایی و زیبا جلوه دادن را دوست دارد و ناپسندی و ناپسند نشان دادن خود را بد می داند».

امام مجتبی علیه السلام تجسم عملی آن چیزی است که خدا می خواهد بنابراین وقتی خدا زیبایی و زیبا جلوه دادن را دوست دارد، میوه دل پیامبر هم همان را دوست دارد و خود را در همه امور زیبا نشان می دهد. امام مجتبی علیه السلام با این مسأله کنار نمی آید که کسی در زمینه مالی ایشان را فقیر بداند؛ زیرا خدا دوست ندارد کسی خود را در جامعه فقیر و یا مریض و یا گرفتار نشان دهد.

از اینجا می فهمیم که اشخاصی که به قول معروف با «سیلی صورت خود را سرخ می کنند» در مسیر درست هستند و خدا این کار را دوست می دارد و مۆمنان باید این چنین باشند که در ظاهر، افرادی قوی و ثروتمند و پرمهارت دیده شوند و در جامعه محبوب و محترم باشند.

امام مجتبی علیه السلام با این مسأله کنار نمی آید که کسی در زمینه مالی ایشان را فقیر بداند؛ زیرا خدا دوست ندارد کسی خود را در جامعه فقیر و یا مریض و یا گرفتار نشان دهد

به عمل، کار برآید

نکته دیگر آنکه در اینجا امام مجتبی علیه السلام بدون اینکه از زبان خود استفاده کنند که «من پولدار هستم»، به بهترین وجه و به صورت عملی باعث شدند که بینندگان اعتراف کند که آن حضرت چنین است. اگر آن حضرت خودشان هم در ملأ عام بذل و بخشش می کردند به آن اندازه موثر نبود که بیایند و آن پول زیادی را به عنوان زکات بدهند زیرا مردمی که این عمل حضرت را مشاهده کردند پیش خود حساب می کردند که این آقا که تنها بخش کوچکی از مالش هزار درهم شده است و با دست خود به عنوان زکات داده است، پس عجب شخص ثروتمندی است.

خوب است بدانیم مشابه این جریان برای امیرالمۆمنین علیه السلام هم رخ داده است. جریان اینگونه بوده که طلحه و زبیر می گفتند: علی مالی ندارد. و این امر آنقدر برای مولای ما، امیرالمۆمنین علیه السلام، ناراحت کننده بود که به کارگزاران خود امر کرد که محصولات کشاورزی که متعلق به او بود را جمع کردند و بعد از اینکه سر سال رسید، قیمت آن را که صدهزار درهم بود، پیش روی آن حضرت گذاشتند. در آن وقت امیرالمۆمنین علیه السلام به سراغ طلحه و زبیر فرستادند و به آنها فرمودند:«بخدا قسم همه این مال متعلق به من است و دارایی هیچ کس دیگری در آن نیست».

سپس طلحه و زبیر که می دانستند امیرالمۆمنین علیه السلام دروغ نمی گوید، در حال بازگشت از منزل ایشان می گفتند: « خیلی پولدار است

بنابراین تا می توانیم باید بکوشیم که در نظر مردم، فقیر و مشکل دار به حساب نیاییم. در درجه اول اگر خدا به ما نعمت زیاد داده لازم است که اثر نعمت های خدا را نشان دهیم و در پوشش و سبک زندگی خود مانند افراد نادار نباشیم و اگر هم ثروتمند نیستیم کاری کنیم که در نظر مردم شخصی معتدل به نظر بیاییم.





 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic